مرتضى راوندى

166

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در نجد ايران با شدت بيشترى محسوس گشته بود . در آناتولى ختيها يا هيتيها آيين بستن پيمان و سوگندهاى قانونى و داورى با صدور حكم و بسيارى از رسمهاى ديگر را ، كه از بين النهرين گرفته بودند ، روان ساختند . نوشته‌هاى ميخى بابلى همچون زبان بين المللى در همه‌جا شناخته بود و همانند زبان رسمى سياسى در بستن پيمانهاى سياسى و بازرگانى پذيرفته شده بود و زبانهاى ديگر هم ، حتى آنها كه وابسته به خانوادهء ديگرى از زبانها بودند ؛ اورارتى « 2 » و هيتى ، شيوهء عبارت‌پردازى آن قراردادها را تقليد كردند . « 3 » بنابرآنچه گذشت در تمدن پيش از اسلام ايران ، مردم بابل ، مصر ، كلده ، آشور ، هند ، يونان و ديگر ملل و اقوام متمدن باستانى ، هريك ، كم‌وبيش ، سهمى داشتند و در راه بردن چرخهاى آن به نحوى دخيل بوده‌اند . با اين‌حال ، تمدن و فرهنگ خاص ايرانى به هيچيك از تمدنهاى ملل قديم عالم شباهت تام ندارد و قوم غالب و اداره‌كنندهء پارسى و ايرانى درآميختن اين تمدنها ، برطبق ذوق و سليقهء خود ، چنان استادى و مهارتى نشان داد كه تمدن و فرهنگ ايران قبل از اسلام را جز به نام تمدن ايرانى به نامى ديگر نمىتوان خواند . بنابراين ، قبل از آنكه وارد تاريخ ايران بشويم ، بهتر آن است كه با رعايت كمال اختصار ، شمه‌اى از خصوصيات فرهنگ و تمدن ملل كهنسال شرق را ، كه به حكايت اسناد و مدارك تاريخى قرنها قبل از روىكارآمدن حكومت جوان هخامنشى داراى قوانين و نظامات اجتماعى و فرهنگ و تمدنى درخشان بوده‌اند ، توصيف و بيان كنيم تا خوانندگان پس از مطالعهء سرگذشت اجتماعى ملل شرق بتوانند به‌نحوى منطقى و دور از تعصب دربارهء تمدن باستانى ايران داورى و اظهارنظر نمايند . ويل دورانت محقق معروف امريكايى در فصل هفتم تاريخ تمدن مىگويد : از آن زمان كه تاريخ نوشته در دست است تاكنون لااقل ششهزار سال مىگذرد و در نيمى از اين زمان ، تا آنجا كه برما معلوم است ، خاورميانه مركز امور و مسائل بشرى بوده است . از اين اصطلاح مبهم « خاورميانه » منظور ما تمام جنوب باخترى آسياست كه در جنوب روسيه و درياى سياه و مغرب هندوستان و افغانستان قرار دارد و با مسامحهء بيشترى اين نام را شامل مصر نيز مىدانيم ؛ چه اين سرزمين از زمانهاى بسيار دور با خاور پيوستگى داشته و با يكديگر شبكهء پيچ‌درپيچ فرهنگ و تمدن خاورى را ساخته‌اند . در اين صحنه‌اى كه تحديد حدود دقيق آن مقدور نيست و بر روى آن مردم و فرهنگهاى مختلف وجود داشته ، كشاورزى و بازرگانى ، اهلى كردن جانوران و ساختن ارابه ، سكه زدن و سند نوشتن ، پيشه‌ها و صناعت ، قانونگزارى و حكومت‌رانى ، رياضيات و پزشكى ، استعمال مسهل و زهكشى زمين ، هندسه و نجوم ، تقويم و ساعت و منطقة البروج ، الفبا و خطنويسى ، كاغذ و مركب ، كتاب و كتابخانه و مدرسه ، ادبيات و موسيقى ، حجارى و

--> ( 2 ) . Urartian ( 3 ) . ميراث ايران ، پيشين ، ص 92 و 93 .